سخن پیامبر در مورد معلم خوب

 

پیامبر اکرم(ص): «ان ا... و ملائکته یصلون علی معلم الناس الخیر

خداوند و فرشتگانش بر معلمی که به مردم خوبی می آموزد، درود می فرستند. (میزان الحکمه - ح ۲۸۵۹( پایه و اساس یک جامعه به تعلیم و تربیت افراد آن جامعه بستگی دارد و معلم بعد از والدین مهمترین نقش را در تعلیم و تربیت نونهالان یک اجتماع ایفا می کند. اولین اجتماعی که کودکان پس از خانواده وارد آن می شوند مدرسه و محیط کلاس می باشد و مهمترین دوره شکل گیری شخصیت کودک دوره ابتدایی است و مدرسه به نوبه خود مرکز مهمی است که در آن افکار و عقاید کودک شکل می گیرد. در مدرسه کودک درسهایی درباره زندگی و همچنین ریشه و اساس عادات و رفتار خوب و بد را می آموزد و در مسیر زندگی او تأثیر می گذارد. بنابراین به طور کلی می توان گفت که خانواده و مدرسه هر دو مسؤول پیشرفتها، موفقیتها، سربلندیها و همچنین بدبختیها، ناسازگاریها و سرشکستگیهای کودک هستند. بنابراین خانواده و مدرسه باید مسؤولیتهایی را که برعهده آنهاست به نحو احسن و مطلوب انجام دهند.تربیت در لغت به معنی «پروردن، پروراندن، آداب و اخلاق را به کسی آموختن و نیز پرورش بدن به وسیله انواع ورزش» است.

از دیدگاه اسلام تربیت عبارت است از:

به فعلیت رساندن قوای انسان، استعدادهای او و ایجاد تعادل و هماهنگی در آنها جهت رسیدن به کمال مطلوب او، یعنی قرب به خدا. به عبارت دیگر تربیت متخلق شدن به اخلاق الهی و مؤدب شدن به آداب ا... است.

انسان دارای یک فطرت اولیه است که همان استعدادهای عالی انسان است. هنگامی که تربیت با فطرت هماهنگ باشد باعث رشد انسان می شود، اما وقتی تربیت فطری نباشد به جای رشد دادن استعدادهای عالی و فطری، غرایز، امیال و شهوات انسانی را مورد توجه قرار می دهد. از این رو وظیفه ماست که کودکان را براساس فطرت آنها پرورش دهیم.

با توجه به اینکه در جامعه ای که ما زندگی می کنیم، می خواهیم چگونه افرادی تربیت کنیم، یعنی شناسایی ارزشهای جامعه و پس از شناسایی ارزشهای یک جامعه برای رسیدن به این هدف باید ارزشها درونی شود و بهترین زمان برای درونی کردن ارزشها همان مقطع ابتدایی است.

می توان ادعا کرد که تربیت، فرایندی تدریجی است که قبل از تولد آغاز می شود و پس از تولد با تدبیر والدین ادامه می یابد و بعد از والدین یکی از مؤثرترین عوامل در تربیت کودکان، معلم و مربی را می توان نام برد و این امر زمانی تحقق می یابد که میان آموزشهای دینی یا راهکارهای عملی ارایه شده توسط خانه و اجتماع (مدرسه) هماهنگی وجود داشته باشد. در غیر این صورت کودک دچار تضاد می شود و نمی تواند راه را از بیراهه تشخیص دهد.

امیرمؤمنان فرموده اند: «هر کس خود را پیشوا و الگوی مردم کند، لازم است قبل از یاد دادن و راهنمایی دیگران نخست به تعلیم خود بپردازد و پیش از آنکه دیگران را به زبان تأدیب کند، باید به روش و عمل خود آنان را تأدیب نماید..

با استناد به سخن مولا علی(ع) معلم باید ابتدا به تهذیب نفس خویش بپردازد و سپس به تعلیم و تربیت دانش آموزان.

● هدف شناسی

هر کس در زندگی میل دارد از هدف یا اهداف معینی پیروی نماید، هدف، جهت کار و فعالیت و ارتباط افراد را در جامعه مشخص می سازد.

کسی که هدف مشخصی دارد پیوسته فعالیتهای خود را در مسیر رسیدن به آن هدف معین می کند و هر چه بیشتر تلاش می کند به هدف نزدیکتر می شود و از این کار مسرور و شاد می شود و احساس رضایت می کند. هدف، زندگی و فعالیتهای آن را معنی دار می سازد و همین امر در ایجاد آرامش خاطر مؤثر است.

اگر بچه ها از اهداف تربیتی در مدرسه آگاه باشند، رنج و زحمت تحصیل را بر خود هموار می سازند و فعالیتهای خود را با فعالیتهای معلم هماهنگ می کنند و ساز مخالف نمی زنند، اما زمانی تلاش ما ناقص می ماند که به افراد بگوییم کاری را انجام دهند، در حالی که مقصد و هدف برای هیچ کس معلوم نباشد.

لذا وقتی معلم و دانش آموز به هم پیوند می خورند که آرزو، علایق و هدف مشترکی داشته باشند و اگر بر این باور برسیم که «مدرسه جای مقدسی است که در آن درس انسانیت، درستکاری و دینداری به بچه ها آموخته می شود»، می توانیم به اهداف تربیتی دست یابیم و راه رسیدن به این هدف را برای ما سهل و آسان می کند.

به عنوان مثال، اگر می خواهیم افرادی با وجدان کاری داشته باشیم، باید بدانیم که «وجدان کاری کلمه زیبایی است که خود به خود به وجود نمی آید، بلکه توسط تعلیم و تربیت در ذهن کودکان آفریده می شود» و معلمی می تواند وجدان کاری را به دانش آموزان بیاموزد که خود به آن واقف و عامل باشد.

اگر می خواهیم فراگیران ما عاشق وطن باشند، باید این عشق را در آنان به وجود آوریم.

● شناخت و درونی کردن ارزش ها

ارزش در هر جامعه به صورت مستقیم برگرفته از فرهنگ آن جامعه می باشد که براساس مذهب، آیینها، رسوم و گرایشها شکل گرفته است که با توجه به ابعاد مکانی، زمانی (تاریخی) و اجتماعی برای هر جامعه متفاوت می باشد. اما آنچه بیش از همه پایه ارزش در یک جامعه را شکل می دهد، نوع «جهان بینی» آن جامعه می باشد.

استاد مطهری معتقد است که انسان در بدو تولد آمادگی پذیرش ارزشها را دارد. با توجه به اینکه بهترین مکان برای پرورش و رسیدن به اصول ارزشی موردنظر همان جایی است که آموزش رسمی صورت می گیرد، هر چند نمی توان نقش خانواده و وراثت را در درونی کردن ارزشها نادیده گرفت، پس چه بهتر که ما در مدارس به خصوص ابتدایی به این امر بپردازیم.

وقتی ارزشهای جامعه برای معلم و فراگیران مشخص شد، معلم با توجه به آنها می تواند راههای چگونه درونی شدن آنها را بر دل دانش آموزان انتخاب نماید و در این امر موفق می شود. لذا معلم اگر بداند «کار سخت یک معلم این است که دانش آموز را برای زمانی که نیامده است و برای مکانی که معلوم نیست و برای زندگی که به مراتب پیچیده است، آماده می کند و فقط قدرت پیش بینی اوست که به او کمک می کند دانش آموزی را تربیت کند که در موجهای زندگی سوار بر آن باشد نه زیر آن و اگر همین برای او یک ارزش محسوب شود می تواند در این امر مؤید و پیروز گردد و برای رسیدن به این هدف به دانش آموزان بیاموزد که چگونه خدا را دوست داشته باشند و از او کمک بگیرند یا چگونه افکار مثبت و درست داشته باشند تا فکرهای درست به ذهنشان برسد و از افکار غلط که ذهن آنان را مسموم می کند، دوری کنند.

● شناخت دانش آموز و توجه به تفاوت های فردی

برای اینکه رابطه معلم و شاگرد دوستانه و در عین حال محترمانه باشد باید به علایق و استعدادها و نیازهای دانش آموزان خود پی ببرند و در دل آنها جای گیرد.

برای بقای این ارتباط معلم باید شاگردانش را از نظر مشکلات و نوع رفتار و اخلاقشان در ذهن خود طبقه بندی کرده که این کار ابتدا سخت است، اما با تجربه و گذشت زمان آسان می شود و باید سعی کند در رفتار با هر گروه از افراط و تفریط بکاهد و مطابق نیازهای آنان با آنها رابطه محترمانه داشته باشد و برای هر شاگرد مطابق استعداد خاص او برنامه ای تنظیم کند.

به عنوان مثال اگر معلم احساس کرد که دانش آموزی استعداد زیادی برای فرا گرفتن علوم دینی و توحیدی دارد، دیگر نباید فقط به یاد دادن موضوعات کلاسی اکتفا کند، بلکه باید او را به تفکر بیشتری درباره توحید عادت دهد.

همچنین باید بداند که اگر چه همه دانش آموزان ویژگیهای مشابهی دارند، اما از نظر استعداد، درک موقعیت خاص تربیتی در خانواده همه در شرایط یکسان نیستند.

توجه به شرایط و تفاوتهای فردی دانش آموزان خود می تواند پایه انتخاب سبکها و شیوه های خاص و جالب تعلیم و تربیتی باشد و میزان توقعات او از فراگیرانش به اندازه وسع و توان آنهاست.

امام صادق(ع) در این خصوص می فرماید: «مردم همانند معادن هستند، برخی معدن طلا و برخی معدن نقره.» (جامع السعاده، باب منکرین، ج اول)معلم بعد از شناخت تفاوتهای فردی فراگیران باید بداند که برخورد با هر فرد ظرافت خاصی را می طلبد و بهتر است به نکات زیر توجه نماید:

▪زمانی دانش آموز به کارهای ناشایست دست می زند که در مدرسه به کارهای خوب او توجه نشود.

▪ شناسایی نقاط ضعف، امری حیاتی و مهم است، اما تمرکز کامل بر روی ضعفها می تواند ناامیدکننده باشد.

▪ معلم با شناخت نقاط قوت و ضعف دانش آموزان باید سعی کند نقاط قوت او را تقویت کند و درصدد برطرف کردن نقاط ضعف برآید.

● توجه به نقش الگویی معلم

یکی از ویژگیهای انسان فضیلت خواهی و کمال گرایی اوست، از این رو هرگاه فضیلت و کمالی را در الگوهایی مانند شخصیتهای دینی، سیاسی، اجتماعی، هنری و ورزشی می بینید در پی الگوبرداری از آنان در زندگی فردی و اجتماعی خویش برمی آید.

ارایه الگو و اسوه مؤثرترین و موفقیت آمیزترین شیوه تربیتی است، زیرا دانش آموز در زندگی نیاز به الگو دارد. او نیاز دارد که بفهمد چه باید بکند، چه رفتاری مورد قبول دیگران است و چه رفتاری را دیگران طرد می کنند.بنابراین یکی از روشهای مؤثر در تعلیم و تربیت فراگیران روش الگویی است.

نقش معلم به خاطر ارتباط مستقیم و مستمر با دانش آموزان از اهمیت خاصی برخوردار است. معلم دانا و توانا می تواند با مهربانی و روشهایی چون گشاده رویی، انجام بازیها، احترام به شخصیت کودکان و روشهای غیرمستقیم داستان گویی و قصه خوانی، استفاده از برنامه های هنری و دوری از وعده های دروغ و اجتناب از سخنان زشت و ناروا و عدم سرزنش کودکان در برابر دیگران و پرهیز از دوگانگی در رفتار و اعمال و گفتار و داشتن خلوص نیت و حفظ آراستگی ظاهر، کودکان را با تعالیم اسلامی آشنا کند.

معلم با توجه به نقش مؤثر الگویی خود می تواند به این نکات توجه کند:ایمان و توکل به خدا در کارها، آگاهی از اهداف تعلیم و تربیت، آشنایی با روشهای تربیتی از دیدگاه اسلام، هماهنگی اهداف تربیتی بین خانه و مدرسه، آگاهی از مراحل رشد در دوره ابتدایی و نیازهای این دوره، داشتن انگیزه و عشق به کار، داشتن حلم و بردباری، گشاده رویی و خوش خلقی، به وجود آوردن محیطی آرام و صمیمی و دور از استرس و اضطراب، همکاری خانه و مدرسه، داشتن ثبات شخصیتی، دیانت و اخلاص در کار و داشتن اعتقاد قلبی به آنچه می گوید و از فراگیران انتظار دارد.

البته لازم به ذکر است با در نظر گرفتن عوامل تسهیل کننده فوق عوامل مخلی نیز در این میان وجود دارد که باعث خلل در تحقق اهداف فوق می گردد: مانند کم رنگ شدن ارزشها در جامعه و نادیده گرفتن نقش خانواده و وراثت، وسایل ارتباط جمعی و رسانه ها و تأثیر گروه همسالان.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

زنگ تفریح وبازیها

عنوان : زنگ تفريح و بازيها ( استفاده بهينه از زنگ تفريح )  

مقدمه

آدميان در طول زندگي آموخته اند كه چگونه مي توان بازسازاني هوشمند بود و چگونه مي توان اين بازي ها را هوشمندانه باري كرد و بي گمان برخي فعاليتهاي بزرگسالي ما به گونه معني داري جستجوي آن شادماني و سرخوشي بي نظير بازيهاي دوران كودكي است و شالوده بسياري از رفتارهاي فردي و اجتماعي ما را مي توان در انواع بازيهاي كودكانه يافت كه بسته به ظرفيت و ظرافت ذاتي آنها زير ساختهاي رشد رواني و شخصيتي ما را فراهم مي آورند. در اين ميان بازيهايي كه به تناسب مختصات فرهنگي و زيست محيطي كودكان و امكانات بالفعلي كه در اختيارشان است طراحي و اجرا مي گردند ( ولو بازيهاي، محدود و كوتاه مدتي كه در پژوهش حاضر معرفي خواهند شد ) بي گمان آثار مفيد متعددي بر شخصيت كودكان جاي خواهند گذاشت.

اين پژوهش مساله بهينه سازي استفاده از اوقات فراغت كوتاه مدت دانش آموزان مدارس ابتدايي در زنگهاي تفريح و ارايه راهكارهاي عملي در اين خصوص مي پردازد. روش تحقيق به كار رفته در اين جا مطالعه ميداني و مراجعه به آثار احتمالي موجود در اين زمينه و طرح و توزيع پرسشنامه بوده است . با طراحي برنامه هاي مناسب شامل هر دو نوع فعاليتهاي جسمي و رواني هدفدار و اجراي آن طي چند هفته عملاً روش هاي پيشنهادي در اين تحقيق مورد آزمون قرار گرفته و نحوه اجرا و نتايج ان در متن گزارش به تفضيل بيان شده است.

در اين پژوهش دبيرستان دخترانه كميل واقع در كوي ولي عصر از دبستانهاي ناحيه يك آموزش و پرورش شهرستان همدان در نظر گرفته شده است. آموزشگاه مورد نظر با مساحت  پانصد متر مربع با حاشيه شهر واقع شده و داراي 6 كلاس ( از پيش دبستاني تا پايه پنجم ) است كه كلاس پيش دبستاني به صورت مختلط مي باشد.

مساله مورد پژوهش

مساله اي كه مرا به اين پژوهش واداشت اين بود كه چگونه مي توان فعاليت هايي مناسب براي زنگ تفريح طراحي كرد و از آن طريق اكثريت دانش آموزان به خصوص دانش آموزان منزوي و گوشه گير را به شركت در اين فعاليتها ترغيب نمود.

روش تحقيق

شيوه هايي كه براي جمع آوري اطلاعات در اين پژوهش استفاده كرده ام عبارتند از مشاهده، مصاحبه و پرسشنامه. مرحله اول مشاهده فعاليتهاي دانش آموزان در زنگ هاي تفريح بود. مراحل دوم و سوم ، مصاحبه با كارشناس مشاوره ناحيه يك آموزش و پرورش همدان و جمع آوري اطلاعات از همكاران شاغل به تدريس در آموزشگاه توسط پرسشنامه بود.

از دانش آموزان پايه هاي چهارم و پنجم با استفاده از پرسشنامه از ساير دانش آموزان به صورت مصاحبه، اطلاعاتي در زمينه علايق آنان جمع آوري گرديد. پس از تفكيك، طبقه بندي و اطلاعات به دست آمده برنامه اي براي زنگهاي تفريح دانش آموزان تنظيم شد.

شيوه اجراي طرح

مرحله اجراي طرح به اين شكل بود كه ايستگاههاي مختلفي در حياط مدرسه با استفاده از وسايل كم هزينه و دور ريز طراحي شد كه با توجه به گروه سني دانش آموزان و علايق هر پايه و سطح درك آنان در هر ايستگاه فعاليتي ارايه و انجام مي شد كه اهم اين فعاليتها شامل :

ايستگاه اول ـ طرح مسائل هوشي

ايستگاه دوم ـ ضرب المثلهاي ناقص كه بايد توسط دانش آموزان كامل مي شد.

ايستگاه سوم ـ انجام حركات و فعاليتهاي ورزشي مختلف مانند پرش، ايستادن تعادلي و..... .

ايستگاه چهارم ـ استفاده از كتابهايي با داستانهاي كوتاه كه در كتابخانه مدرسه موجود بودند، به اين ترتيب كه دانش آموزان علاقه مند در طول زنگ تفريح بدون انجام مراحل معمولي امانت گرفتن كتاب به مطالعه كتابهاي مورد علاقه خود مي پرداختند.

ـ و ايستگاههاي ديگر .

دانش آموزان در زنگهاي تفريح با توجه به علايقي كه داشتند به فعاليتهاي مختلف جذب مي شدند. برخي از سوالها مه به مراتب مشكل تر بودند در طول هفته به صورت مسابقه مطرح و از اين طريق عرصه رقابتي براي دانش آموزان علاقه مند فراهم مي شد و به بندگان نيز جوايزي اهدا مي شد.

 

ارزشيابي

به دنبال نظر خواهي كه از همكاران صورت گرفت آنها معتقد بودند كه فعاليتهاي مزبور به هيچ وجه لطمه اي به ساعت درس نمي زند و باعث فراگيري و تقويت كارهاي گروهي در بين دانش آموزان شده و نيز موجب فعاليت دانش آموزان منفعل شده است.

نتيجه

به نظر من اين روش ، مناسبي در اين آموزشگاه و آموزشگاههاي با وضعيت مشابه مي باشد. هر چند مانند هر طرح اوليه ديگري نياز به اصلاحات فراواني دارد و در اين بين نظرات همكاران ارجمند بسيار مفيد خواهد بود                        

   تربیت کودکان هم حد واندازه دارد

فرزندان از مشاركت شما در زندگی شان بهره مند می شوند اما گاهی اوقات ممكن است یك چیز خوب بیش از حد زیاد باشد. مشاركت شما نباید آنقدر زیاد باشد كه رشد روانی او را سركوب كند.

 مشاركت كنید اما مزاحمت ایجاد نكنید

 ایجاد مزاحمت بعضی والدین از نیاز بسیار شدید كنترل كردن سرچشمه می گیرد، اما اكثر والدین مزاحم در واقع نیت خوب دارند. می خواهند از فرزندشان در مقابل آسیب، شكست و طرد شدن حمایت كنند. می خواهند هر كاری كه می توانند برای ارتقای سطح سلامت، خوشبختی و موفقیت فرزندشان بكنند. هیچ پدر و مادری خلاف این را نمی خواهد اما ممكن است در این كار تندروی كنند.بچه ها باید حس سالم استقلال را به دست آورند و مشاركت مزاحمت آمیز از طرف والدین این مسئله را مختل می كند. به این معنی كه باید یاد بگیرید چه موقع كنار بكشید، چه موقع از دور نظاره كنید، چه موقع تصمیم گیری را به او واگذار كنید، نه اینكه مسئله را خودتان به دست بگیرید و چه موقع اجازه بدهید فرزندتان كمی فضای خصوصی داشته باشد.برای اینكه پدر یا مادر خوبی باشید باید قبول كنید كه چیزهایی در زندگی فرزندتان هست كه از اختیار شما خارج است. در واقع كار شما در مقام پدر یا مادر این باید باشد كه همین طور كه فرزندتان بزرگ و بزرگتر می شود اختیار زندگی اش را بیشتر و بیشتر به خودش واگذار كنید. این كار به معنی مشاركت كمتر نیست بلكه به معنی مشاركت به روش های دیگر است. همین طور كه فرزندتان بزرگتر می شود باید به تدریج امكان گذار از مشاركت از طریق مدیریت خود به مشاركت به شكل نظارت از دور را فراهم كنید.بخشی از آنچه كودك را سالم، خوشحال و موفق می كند ایجاد حس توانایی و خودكفایی كاملا درست است كه فرزندتان باید مطمئن باشد مواظبش هستید اما از طرفی باید بداند موقعیت های فراوانی هست كه می تواند بدون شما از پسر آن بربیاید. اگر زندگی او را جز به جز مدیریت كنید طوری كه هیچ گاه نتواند كاری را خودش انجام بدهد، نخواهد توانست به شایستگی های خود اعتماد كند.در نهایت آخرین راهی كه كودك را واقعا سالم، خوشحال و موفق می كند این است كه به او آزادی خطر كردن بدهید تا خودش بعضی تصمیماتش را بگیرد حتی اگر با این كار در معرض دلخوری یا ناامیدی قرار بگیرد. والدین باید مهارت ایجاد تعادل بین مشاركت و استقلال را داشته باشند. در هر دو حالت افراطی، چه والدین بی توجه باشند و چه بیش از حد دخــالت كنــند، سلامــــت روانــی بچـــه ها به خــطر می افتد.مشاركت در مسائل مدرسه فرزند مهم است اما مثلا اگر تكالیفش را به جای او انجام بدهید یا همیشه قبل از تحویل آنها را تصحیح كنید به توانایی های خودش شك می كند و هیچ وقت نمی فهمد نمرات خوبش واقعا به خاطر كار خودش نیست.نظارت بر روابط دوستانه فرزند مهم است اما اگر مدام در روابط او با سایر بچه ها دخالت كنید تا مطمئن شوید همه چیز بدون دردسر پیش می رود، فرزندتان عصبی می شود و فكر می كند مهارت لازم برای ایجاد ارتباط و زندگی اجتماعی ندارد.پیگیری فعالیت های فرزند مهم است اما اگر مدام مسئولیت ها و پایان یافتن موعد تحویل كارهایش را یادآوری كنید، هیچ وقت یاد نمی گیرید چطور به كارهایش سر و سامان بدهد. اگر همه چیز را برای او برنامه ریزی كنید بدون اینكه به خودش اجازه بدهید حداقل بخشی از وقتش را آن طور كه می خواهد بگذراند اعتمادبه نفسش را تضعیف می كنید.فهم اینكه در دنیای فرزندتان چه می گذرد مهم است اما لازم نیست جزئیات هر تلفن یا مكالمه او را با دوستش بدانید. برای اینكه احساس بزرگ شدن بكند باید در دنیای خودش چیزی فقط مخصوص خودش داشته باشد.مسئله خصوصی داشتن با دزدكی كار كردن فرق دارد.وقتی فهمیدید كه مشاركت شما مناسب است یا بیش از حد، خوب است این سه سئوال را از خود بپرسید:

۱ - آیا فرزند من توانایی برخورد با این وضعیت را دارد یا می تواند خودش چنین تصمیمی بگیرد مسئله را از چشم انداز مرحله رشد فرزندتان بررسی كنید. جوان می تواند مسائل بیشتری را نسبت به یك نوجوان برعهده بگیرد و نوجوان هم بیشتر از كودك. البته بچه ها حتی در سنین مشابه با هم فرق می كنند پس قوت ها و ضعف های فرزندتان را در نظر بگیرید. بعضی بچه های هشت ساله می توانند با موفقیت دعوایشان با سایر بچه ها را حل وفصل كنند در حالی كه بعضی دیگر به كمك پدر و مادرشان نیاز دارند.

۲ - اگر فرزندم با موفقیت از عهده این كار بربیاید، احساس بهتری نسبت به خودش خواهد داشت یا در نتیجه این عمل چیز مهمی یاد می گیرد از خودتان درباره منافع مشاركت نكردنتان سئوال كنید. گاهی اوقات والدین فقط به نكات منفی احتمالی فكر می كنند. شما می دانید چطور باید شغلی تابستانی پیدا كنید، باید چه كارهایی بكنید و چگونه قرار مصاحبه را بگذارید اما فرزندتان باید این كار را خودش یاد بگیرد و اگر همیشه شما این كار را انجام بدهید یاد نمی گیرد.

۳ - اگر فرزندم اشتباه كند پیامد آن طوری هست كه خودم و او بتوانیم در درازمدت با آن بسازیم هر چیز كوچكی را فاجعه بالقوه تصور نكنید اما مراقب نتیجه تصمیم گیری های نادرست باشید. مثلا لازم نیست هر بار كه فرزندتان امتحان دارد به او یادآوری كنید كه درس بخواند. اما خوب است كه مراقب باشید شب قبل از امتحان نهایی خوب بخوابد. اجازه بدهید از اشتباهاتش پند بگیرد البته تا وقتی كه اشتباهات او پیامدهای وخیم   نداشته باشد. اگر در موقعیت های بسیاری پاسخ شما به این سه سئوال مثبت است اما باز هم نمی توانید جلوی دخالت خود را بگیرید، احتمالا پدر یا مادر مزاحمی هستید. من طرفدار رویكرد پرورشی «مدرسه های سخت گیر» نیستم. هیچ مدرك و سندی نیست كه نشان بدهد بچه هایی كه ضربه می خورند قوی تر می شوند، وقتی طرد می شوند شخصیت شان رشد می كند یا از شكست سود می برند. در كل درد، اندوه و ناامیدی برای بچه ها سودمند نیست.

عمر از زمانی شروع می شود که اختیار سرنوشت خویش را در دست می گیریم .

گیاهی حرارت  آفتاب را احساس می کندکه سر از خاک بیرون آورده باشد.

تنها راهی که به شکست می انجامد ، تلاش نکردن است.

دشوارترین قدم همان قدم اوّل است.

امید درمانی است که شفا نمی دهد ولی کمک می کند تا درد را تحمّل کنیم .

به جای آنکه به تاریکی لعنت فرستید ، یک شمع روشن کنید.

آنچه شمادر باره خود فکر می کنید ، بسیار مهمتر از اندیشه هایی است که دیگران در باره شما دارند.

همواره به یاد داشته باشید آخرین کلید باقیمانده شاید باز گشاینده قفل در باشد.

برای کسی که آهسته وپیوسته می رود هیچ راهی دور نیست.

وقتی زندگی چیز زیادی به شما نمی دهد، به خاطر این است که شما چیز زیادی از آن نخواسته اید.

بررسي رابطه بين تنبيه بدني با پرخاشگري ، افسردگي و افت تحصيلي دانش‌آموزان

 

برخي از يافته‌هاي مهم  در مورد تحقیق در خصوص دانش آموزان راهنمایی

                               پسرانه ودخترانه

 1 - تنبيه بدني با پرخاشگري در پسران ، رابطه مستقيم و معني‌دار نشان مي‌دهد

 امّا در دختران  برعکس این موضوع است .

2 – نتیجه تنبيه بدني بيشتر افسردگي و کمتر پرخاشگري است .

 3 - تنبيه بدني با افت تحصيلي در هر دو جنس رابطه مستقيم و معني‌دار نشان

مي‌دهد.

 4 - در نمونه مورد مطالعه بطور کلي پسران بيش از دختران تنبيه بدني مي‌شوند.

5 - عامل تنبيه بدني براي پسران بيشتر از همه اولياء مدرسه و براي دختران پدر

مي‌باشد.

6 - مهمترين علت تنبيه در پسران اهمیت ندادن به امور درسی و در دختران درگيري

 با خواهران و برادران واطرافیان بوده است .

تنبیه بدنی با کودک آزاری فرق دارد

                                                  کودک آزاری

Chil  Abuse: Types و Signsو Symptomsو Causes And Help

ترجمه از: بهناز مهرانی

کودک آزاری : انواع ،علائم، نشانه ها،علل و کمک.

آزار جنسی کودکان هم تکان دهنده و هولناک است و هم امری پیش پا افتاده و عادی. کودک آزارها هر روزه آسیب جسمی،جنسی وعاطفی به کودکان بی دفاع وارد می آورند. اثرات سوء این آسیبها می تواند عمیق و دراز مدت باشد.متاسفانه بیشتر اشکال ظریف کودک آزاری از قبیل غفلت و آزار عاطفی می تواند دقیقا" به همان اندازه آزارهای جسمی ضربه روحی وارد کند. حمایت متمرکز می تواند هم به قربانیان کودک آزاری و هم به خود کودک آزارها کمک کند.

تعریف کودک آزاری چیست؟

کودک آزاری شامل هرگونه عمل یا کوتاهی در عملی است که سلامتی و رشد عاطفی یا جسمی کودک را به مخاطره می اندازد.فردی که از کودک مراقبت می کند اگر در پرورش و تربیت کودک کوتاهی کند،به او آسیب جسمی برساند یا با او ارتباط جنسی برقرار کند ،او را آزار داده است.

انواع کودک آزاری کدامند؟

4 نوع عمده کودک آزاری ؛آزار جسمی ،آزار جنسی ،آزار عاطفی وغفلت از کودک می باشد. انواع دیگر آزار، بهره کشی از کودک است(جدا از بهره کشی جنسی). استفاده از کودک در کار یا سایر فعالیتهایی که برای دیگران سودآور است. نمونه ای از بهره کشی به منظور منافع تجاری یا پول ساز ، کار کودک است. استفاده از کودک به هر طریقی که باعث کاهش رشد جسمی ، روانی و اجتماعی کودک شود ، بهره کشی است.

آزار جسمی چیست؟

هر گونه آسیب جسمی به یک کودک که در اثر حادثه رخ نداده باشد، آزار جسمی است؛این آسیب

ممکن است ناشی از هر گونه ضرب و شتم بر روی بدن کودک باشد از قبیل:

- کتک،مجازات با شلاق، مشت زدن ،سیلی زدن یا کوبیدن.

- هل دادن،انداختن، تکان دادن ،لگد زدن یا پرت کردن.

- نیشگون گرفتن، گاز گرفتن،خفه کردن یا کشیدن مو.

- سوزاندن با سیگار ، آب جوش ،یا دیگر اشیا داغ.

- تنبیه جسمی شدید که با سن کودک نامناسب باشد.

تنبیه بدنی با آزار جسمانی متفاوت است . در تنبیه بدنی کاربرد نیروی جسمی به منظور ایجاد درد بدنی است نه به قصد آسیب رساندن بلکه به منظور اصلاح یا کنترل. آزار بدنی ،آسیب ناشی از خشونت فیزیکی  است.به هر حال تنبیه بدنی می تواند به آسانی از کنترل خارج شود و به آزار جسمی تبدیل شود. تنبیه بدنی در مدرسه در بعضی مواقع بر خلاف قانون است نه در همه موارد.در بسیاری از خانواده ها تنبیه بدنی  هنجار است.هر ساله از هر هزار کودک ،صد نفر به وسیله نزدیکانشان مورد آزار قرار می گیرند و هزاران کودک در اثر این آسیبها می میرند .برای کودکانی که جان سالم به در می برند ، آثار نامطلوب عاطفی بسیار عمیق تر از آثار نامطلوب جسمانی است.

  نقش خانواده در تکوین شخصیّت اجتماعی کودک

 اجتماعی شدن فرآیندی است که کودکان به کمک آنها ارزش ها،اعتقادات ومعیارهای

 رفتاری راکه جامعه از آنان انتظار دارند،می آموزند .بدیهی است که خانواده ، جامعه

وفرهنگی که کودک در آن رشد می کند مهمترین نقش را در شکل گیری شخصیت

اجتماعی کودک برعهده دارند.معمولاً وقتی که کودکان باهوش ، مؤدّب واز لحاظ

اجتماعی سازگار هستند به حساب والدین گذاشته می شود ودرصورتی که از لحاظ

اجتماعی ، ناسازگار ودارای ارتباط نامناسب باشند نیز در وهله اوّل خانواده را مقصر

می دانند.نتایج تحقیقات نشان می دهد والدین وسایر اعضای خانواده بیشترین تأثیر را

 در اجتماعی شدن کودکان برعهده دارند.

            بخشی از این تأثیرات ناشی از عوامل زیر است : 

-         والدین وخانواده نحوه ارتباط با دیگران را مستقیم یا غیر مستقیم به کودکان آموزش می دهند.

-         والدین وخانواده با توجّه ، تشویق وتنبیه رفتارهای مناسب ونامناسب اجتماعی را آموزش

         می دهند.

-         نحوه رفتار اجتماعی وتعاملات والدین با خود ودیگران ،مدل هایی جهت تقلید وهمانند سازی رفتار

          اجتماعی کودک می باشد.

-         میزان ونحوه پایبندی واعتقادی والدین به ارزش ها، هنجارها ومقرّرات اجتماعی معیارهایی جهت

          انتقال وآموزش این اصول به کودکان می باشد.

-         رفتار اعضای خانواده در خصوص مقابله وحل مشکلات،رقابت ، همکاری ، احترام ، محبّت ،

بخشی از شخصیّت اجتماعی کودک را شکل می دهد. بنابر این برای رشد سالم شخصیّت

 اجتماعی مناسبی داشته ، سپس اینرفتارها را آموزش داده ودر نهایت رفتارهای اجتماعی

مناسب را از کودکان انتظار داشته باشند .

 برای اینکه انسانهای سالمی داشته باشیم،افرادی را تربیت کنیم

  که هویتـی مثبت ومناســــب از خود داشتــــــه باشـــد.

تکلیف شب دانش آموزان

  ((  بسمه تعالی ))

                                    در خصوص تکلیف

1- تكاليف درسي نبايد جنبه تحميلي داشته باشد، بلكه با بيان دلايل وجودي ‌آن ارائه گردد.


2- نحوه برخورد معلم در تعيين تكليف بايد طوري باشد كه موجب اضطراب دانش‌آموز نشود.

3- توصيه مي‌گردد كه تكليف شب نبايد به عنوان وسيله‌اي جهت تنبيه قلمداد گردد. زيرا در اين صورت

تكليف موجب ركود ذهني، بيزار شدن، خستگي روحي و عاطفي و محروم شدن از اوقات فراغت شاگردان

 مي‌شود.

4- تكليف شب با يك شكل و ابعاد معين براي تمام دانش‌آموزان كلاس ضروري نيست. زيرا دانش‌آموزاني

هستند كه در تمام دروس پيشرفت بالايي داشته و نياز به انجام تكليف شب ندارند. بنابراين بهتر است

تكليف شببرايدانش‌آموزاني كه در يكي از درس‌هاي خود پيشرفت ندارند، داده شود.

5- حجم تكليف شب و مدت زماني كه دانش‌آموز در اختيار دارد متناسب باشد. ممكن است در بعضي از

خانواده‌ها به علت شلوغي و رفت‌وآمدهاي بيشتر، زمان لازم براي انجام تكاليف در اختيار دانش‌آموز

 نباشد. مسلماً دانش‌آموز در انجام تكاليف با مشكلات پيش‌بيني نشده در خانه مواجه گردد.

6- تحقيقات لازم درخصوص تأثیر تكليف شب در بهبود و پيشرفت دانش‌آموزان انجام گيرد و در صورت

مثبت بودن مشخّص گردد كه به چه ميزان بايد به دانش‌آموزان تكليف شب توصيه شود.

7- برای تکالیف داده شده هدف داشته باشیم .

اهداف تکلیف

1- پل ارتباطی بین خانه و مدرسه

2- تثبیت و تعمیــــق یادگــــــــیری

3- آگاهی از فرآیند یاددهی – یادگیری

فواید تکلیف

1- دست یابی هرچه بیش تر دانش آموزان به مهارت های نوشتاری، حسی - حرکتی و ذهنی

2- افزایش مهارت مسئولیت پذیری، کاوشگری حل مسئله و ...

3- افزایش توانایی های فردی و قوه تجزیه و تحلیل

4- افزایش مهارت خواندن و نوشتن و طی نمودن مراحل صعودی مهارت های مذکور

انواع تکلیف

1- تمرینی       2- آمادگی       3- کاربردی

4- خلاقیتی     5- هوشی     

 نتایج  تکلیف به شیوه سنتی

1- عدم تحرّک وخلاقیت فرد آموزش گیرنده

2- نادیده گرفته شدن توانایی های فردی

3- نادیده گرفتن اندیشه انتخاب و تحلیلی بودن تکالیف

راهبردهای  غنی سازی تکالیف آموزشی        

                                                                    

1- در تکالیف کودکان را به دیدن، شنیدن، لمس کردن، دست کاری کردن، کشف نمودن و انجام آزمایش

ها و بازی های سازنده و مفید تحریک نماییم. 

2- در تکالیف، داستان گویی و داستان خوانی را وارد کنیم. 

3- در تکالیف از پروژه هایی که استفاده از وسایلی نظیر گل رس، موم، خمیربازی، چوب، پارچه، نخ،

شن، کاغذ و مقوا و ... را می طلبد استفاده کنیم مانند انجام فعّالیّت های درسی کتب مختلف توسط

دانش آموزان . 

4- در تکالیف مواردی که به فراتر نگریستن فراگیران و جست و جو کردن ایجاد می کند وارد کنیم.

5- در تکالیف بازی با کلمات، بازی با تصاویر و چیستان ها، رسم کلمه های تصویری، بازی با اعداد و

ماکت سازی برای یک دوره (تاریخی) استفاده کنیم. 

6- تکالیفی را تعیین کنیم که منجر به یادگیری شود.

7- تکالیفی تعیین کنیم که به تولید دانش جدید و مهارتی در فراگیر منتهی شود.

8- وقتی مطمئن شدیم که بعد از تدریس، یادگیری صورت گرفته است، تکلیف تعیین کنیم.

9- تکالیفی را مشخّص سازیم که به تحقّق برنامه درسی کمک کند.

10- تکالیف نباید یکنواخت باشد بلکه باید میزان یادگیری فراگیران را مورد توجه قرار دهد.

11- هرگز خارج ا ززمان کلاس و در آخر زنگ و زمانی که دانش آموزان صدای زنگ را شنیده و به درس

گوش نمی دهند تکلیف تعیین نکنیم.

12- سعی کنیم اول وقت تکلیف را ببینیم.

13- تکلیف باید در حضور فراگیر برّرسی و نکات مثبت و منفی آن یادداشت و امضا شود.

14- خط زدن تکلیف یعنی باطل نمودن آن، اما امضا به معنای اعتبار بخشی به آن می باشد.

15- تکالیف فقط توسط خود معلم برّرسی شود، نه دانش آموزان.

16- تکالیف فقط در محدوده ی نوشتن نباشد.

18- تنها تکالیفی را می توان به خانه فرستاد یا معیّن نمود که امکان انجام آن ها به تنهایی (بدون

راهنمایی و حضور دیگران و بزرگ ترها) وجود داشته باشد.

19- میزان تکلیف متناسب با توانایی و استعداد کودک باشد.

20- کودک را در انجام دادن تکلیف یاری دهیم.

21- سعی کنیم که تکلیف به کودک تحمیل نشود.

22- میزان فرصت کودک را در تکلیف دادن به او در نظر بگیریم.

23- به دانش آموزان تکلیف کم بدهیم اما خوب تحویل بگیریم تا او منظّم و حسابگر بار بیاید.

24- با مراعات همه این نکات باز هم ممکن است کودک در انجام دادن تکالیف قصور کند. در این جا

انعطاف پذیر و با گذشت با شیم و از او بخواهیم که وظایفش را دوباره کامل و درست انجام دهد.                                     

                                      زمان انجام دادن تکالیف    

پیشنهاد می گردد زمان انجام تکالیف در پایه اول تا سوم 30 دقیقه در هرشب و برای پایه های چهارم و

پنجم 45 تا حداکثر 60 دقیقه بیش تر نباشد.

خلاصــه ای از :

               گزارش عملکرد در خصوص تعیین تکلیف دانش آموزان وارزشیابی از انجام آن

1-   در نظر گرفتن تفاوت های فردی دانش آموزان

2-   مدّنظر گرفتن توانایی های دانش آموزان در انجام تکالیف

3-   تحقیق روی دانش آموز در چگونگی  پاسخگویی روحی روانی او نسبت به انجام تکالیف محوله

4-   داشتن این اعتقاد که همه ی دانش آموزان یاد خواهند گرفت.

5-  داشتن این اعتقاد که می توانم علاقه ی یادگرفتن را در همه ایجاد کنم

6-  اعتقاد به اینکه دانش آموزان دوستان من هستند وبالعکس من هم دوست همه ی دانش آموزان

هستم 

توضیحات :

پس از تدریس درسی از بخوانیم وپرسش آن از آن هایی که زرنگ وباهوشند برای تشویق بقیّه وهمچنین

 به نوبت از همه ، تدریس بنویسیم راآغاز کرده وبا نظارت خود از چگونگی انجام آن از یکایک دانش آموزان

 وراهنمایی آنها بنویسیم آنهارا تصحیح ویکی از خانه های جدول ضعیف

متوسط خوب بسیار خوب وعالی را متناسب با درجه ی کار انجام شده علامت زده ودر پایان به تناسب

 درجه به آنها مجدّداً تکلیف ساده وکم داده تادر منزل انجام دهند ودر روز بعد همه ی آنچه را که از آنان

خواسته ام  در روی تخته وبه دور از دفتر وکتابشان باید بنویسند تا از اینکه خود آنها

تکالیف را انجام داده و یاد گرفته اند اطمینان حاصل شود . چون دانش آموز ممکن است مطالب یادگرفته را

 فراموش کند لذا در ساعات دیگر ودر روز های دیگر کلمات یادگرفته شده را اتفاقی مورد پرسش قرار می

دهم ودر این مدّت باید کلاس از سکوت برخوردار باشد تا همه ببینند وبشنوندپس از لحظاتی با حرکات

وگفته هایی که ممکن است دانش آموز را شاد کند وبه خنده وادارد استفاده کرده تا نه در حال ترس بلکه

با رضایت کامل درس داده شده را بپذیرد بعد از مدّتی چنانچه کلاس وارد حالت شلوغ وسروصدا شد 5

دقیقه سکوت کامل داده می شود تا همه تمـــــــرکز لازم را پیداکنند در این خصوص به دانش آموزان گفته

 می شود بچّه ها همه ساکت تا تمام صداهای دور را بشنویم گوش بدهید ببینم چه صداهایی را خواهید

 شنید در این موقع همه ساکت خواهند شد چند بار بشین پاشو داده می شود تا خستگی وخمودگی

برطرف شودپس از یافتن اشکال هر کس آن را به او یادآوری کرده وبعد از مدّتی مجدّدًاز او همان اشکال ش

 را مورد پرسش قرار می دهم تا خوب خوب یادبگیرد.(ناگفته نماند در تمام مدّت تدریس وپرسش باید

دانش آموز را متوجّه این موضوع کنیم که همیشه اورا دوست داریم وایجاد انگـــیزه نماییم)

در مورد ایجاد انگیزه می توانیم برای دانش آموزان داستان های خیلی کوتاهی از کسانی که درس

خوانده وپیشرفت کرده اند بگوییم واز خود بگوییمکه یک روز ما هم مثل بچّه ها کوچک بودیم چون درس

 خواندیم الآن معلّم شدیم وشما هم می توانیددرس بخوانید تا............بقیّه ی جمله را توسط

خود دانش آموز تکمیل می کنیم خود آنها بقیّه را به نحو احسن تکمیل خواهند کرد. پس از آماده شدن

دانش آموزان برای یادگرفتن وبه شوق آوردن آنها سریع آنچه که باید یاد بگیرند تدریس می کنیم ومطمئن

 باشیم که حتماً یاد خواهند گرفت دراین راستا باید خونسرد بوده وبه خود مسلّط باشیم واین موضوع را

به خود  تلقین کنیم که دانش آموز است بچّه هست وبازیگوش او نباید مارا در این راه خسته کند بلکه

خستگی وعصبانیّت را از خود دور کنیم.

ارزشیابی مستمر

 (( به نام خدا ))

    توضیحاتی مختصر در خصوص:  ارزشیابی مستمر:

 مقدمه :

 اطلاعات حاصل از سنجش وارزشیابی مستمر هر دانش آموز باید به این پرسش معلّم پاسخ دهد که این دانش آموز در کجا قرار دارد ومن برای پیشرفت او چه می کنم ؟ نه اینکه معلّم نتیجه گیری کند  که مثلاً این دانش آموز زیر حد متوسط یا کند ذهن یا تیز هوش است .در تمامی نظام های آموزشی دنیا ارزش یابی مستمر بسیار مهم وبخش جداناپذیر از فرایند آموزش تلقی می شود.در ارزشیابی مستمر فرایند یاددهی ویادگیری یک پارچه می شود ودر سرتاسر دوره آموزش تداوم می یابد.این نوع ارزش یابی هم به فرایند یادگیری وهم به بازده یا فرآورده های یادگیری تأکید دارد . نتایج آن برای معلّم ودانش آموز بازخوردی فراهم می کند که نشان می دهد هدف های آموزشی تا چه اندازه تحقق یافته است.معلّم با استفاده از این بازخورد در مورد انطباق برنامه ها وروش های آموزشی با سطح یادگیری ونیاز های دانش آموزان تصمیم می گیرد .بازخورد حاصل از ارزش یابی مستمر به دانش آموزان فرصت می دهد تا ضمن توجّه به یادگیری مهارت هاتوانایی های فکری خودرا پرورش دهند وبا کسب آگاهی از نقاط قوّت وضعف خود،در جهت رسیدن به اهداف آموزشی ، رفع نارسایی ها وپرورش وتقویت جنبه های مثبت خود گام بردارند.

 سنجش چیست وارزشیابی کدام است ؟

 اصطلاحات ارزشیابی وسنجش به معانی مختلفی بکار گرفته می شوند. در بعضی از مواقع از هردو اصطلاح در رابطه با امتحان گرفتن ونمره دادن استفاده شده است. در مواردی هم سنجش به معنای قضاوت در مورد حدود آموخته های دانش آموزان وارزشیابی به معنای قضاوت در مورد برنامه های درسی ،مواد درسی  ، شیوه تدریس و.....بکارمی رود.

 تعریف ارزشیابی پیشرفت تحصیلی :

 ارزشیابی از پیشرفت تحصیلی دانش آموزان را فرایند جمع آوری اطلاعات از آموخته های دانش آموزان وقضاوت در مورد حدود آموخته ها تعریف کرده اند : اولاً ارزش یابی یک فرایند است ونه فرآورده ومی دانیم هرفرآیندی زمان بر است درحالی که امتحان های مرسوم وسنّتی چنین ویژگی هایی را ندارند.                                    

                                          انواع ارزشیابی

1)  ارزشیابی مستمر :

 عبارت است از ارزشیابی معلّم از دانش آموزان براساس فعّالیّت هایی که او در کلاس یا خارج از کلاس ودر طی یک دوره ی آموزشی انجام می دهد. یکی از هدف های اصلی ارزشیابی مستمر این است که معلّم در یاید نقاط ضعف وقوّت دانش آموزان چیست وبه چه کمکی احتیاج دارد ، تا براساس آن مراحل بعدی تدریس خود را طراحی وتنظیم کند ، واز ابزارهای مجتلفی مانند پرسشهای شفاهی ،آزمونهی عملی ،انواع پرسشهای عینی وانشایی ،روش مشاهده رفتار ،پوشه مجموعه کار ،ارائه مقالات وطرحها وفعّالیّتهای تحقیقاتی استفاده شود.

2)  ارزشیابی پایانی :

 در ارزشیابی پایانی اطلاعات تحت شرایط یکسان واز پیش تعیین شده ای از دانش آموزان جمع آوری می شود واز طرف دیگر اطلاعات معلّم از دانش آموزان طی  فعّالیّت های مشخّص ویکسان وتحت شرایط کنترل شده جمع آوری می شود واین امر عمدتاً به صورت کتبی انجام می شود .این اطلاعات بنای قضاوت وارزشیابی معلّم از دانش آموزان قرار می گیرد، که به صورت نمره یا رتبه گزارش می شود ، تا در کارنامه دانش آموز ثبت شود.

               ضــــرورت استفاده از ارزشیابی مستمر :

1) برخورداری از یک برنامه منظّم ومداوم .

2) پیشگیری از مشکلات عاطفی ،رفتاری به خصوص اضطراب وتحریک پذیری .

3) ارتقاء یادگیری از سطح دانش به سطوح عالی تر همچون درک وکاربست .

4) ضرورت شرکت فعّال ومستمر دانش آموز در فرآیند یاددهی ویادگیری.

5) لزوم افزایش انگیزه وعلاقه به تحصیل در دانشآموز.

6) ضرورت اجتناب از تأکید بیش از حد برحفظ مطالب در زمان کوتاه .

7) لزوم جلوگیری از فراموشی عمده ی مطالب پس از امتحانات.

8) اهمّیّت رفع نقایص وکمبود های یادگیری دانش آموزان

                                       ویژگیهای ارزشیابی مستمر 

1) ارزشیابی مستمر جزیی از فرآیند آموزشی است.

2) به فعّالیّتهایی منجر می شود که طراحی مراحل بعدی آموزش را امکان پذیر می سازد .

3) در تمام موضوعات درسی قابل اجراست .

4) دانش آموزان را در فرآیند یادگیری خود سهیم می سازد وتوان خود ارزیابی را در آنان تقویت

می کند .

5) معلّم را قادر می سازد تا به طور منظّم دانش آموزان را در فعّالیّتهای گوناگون در نظر بگیرد

وعواملی را که مانع پیشرفت آنان است شناسایی کند ، زیرا به طور طبیعی نوع عملکرد دانش

 آموزان در فعّالیّتهای گوناگون یکسان است .

6) معلّم را در یک فرآیند تجربه اندوزی قرار می دهد وبه او کمک می کند تا علایق دانش

آموزان را شناسایی کند.

7) معلّم را قادر می سازد تا از طریق ارزشیابی های متناوب ویادداشت هایی که برمی دارد

اطّلاعات کافی برای ارزشیابی معتبر از دانش آموز را جمع آوری کند.

8) در ارزشیابی مستمر هدف برگزاری امتحانات عدیده نیست ، بلکه جاری ساختن روشی

است که به صورت روزمره میزان تحقّق اهداف آموزش ارزیابی می شود.

                               مزایای ارزشیابی مستمر : 

1) تشویق مستمر فراگیران به مشارکت فعّال در فرآیند یادگیری.

2) بازخورد نقاط قوّت وضعف فراگیران به آن ها

3) اصلاح روش تدریس معلّم .

4) آگاهی معلّم از تفاوت های فردی فراگیران.

5) آگاهی از میزان.فراگیری مطالب توسط دانش آموزان .

 

                                                                     منبع :    کتاب ارزشیابی در خدمت آموزش

                                                                                 نوشته ی : طاهره رستگار

معلم وروش کلاس داری

   ((معلـّم وروش کلاس داری ))

 خلاصه ای از روش کلاس داری وبرخورد با دانش آموزان ، گرد آوری

شده از تجارب سالیان خدمت  که جهت بکار گیری همکاران گرامی

 به عنوان پیش نهـــــاد ارائه می شود .

 

1) مشکلات انضباطی دانش آموزانمان را ازراه محبّت ودوستی وبا نرمی وبه کمک اولیاء

دانش آموزان حل کنیم .

2) اسامی دانش آموزانمان را به سرعت یادبگیریم و آن هارا با اسم کوچکشان صدا بزنیم مگر

در مواقع استثنائی که بیش تر از یک نفر اسم مشابهی داشته باشند.

3) سعی کنیم ویژگیهای فردی دانش آموزان را بشناسیم .

4) از یافته های روان شناختی برای اداره ی کلاس خود استفاده کنیم.

5) از شغلمان هیچ وقت بدگویی نکنیم بلکه برعکس تعریف کنیم .

6) نشان دهیم که خودمان از کلاس تدریس و کار با دانش آموزان اذّت می بریم.

7) علاقه ،جدیت وپشتکارمان را نشان دهیم.

8) به موقع وسر وقت در کلاس حضور یابیم.

9) ادب ، متانت ورفتارهای شایسته را زیور خود سازیم .

10)خوش برخورد ،با حوصله وفروتن باشیم .

11)جدی وصمیمی باشیم واز لاف زدن ، خود ستایی وظاهر سازی دوری کنیم.

12)آن چه را که می خواهیم دانش آموزان بدان عمل کنند،واضح ،روشن وباقاطعیت بیان کنیم.

13)دلیل فرمان هایمان را به دانش آموزان بگوییم.

14)از شاگردانمان انتظارهای بی جا وتوقّعات بیش از اندازه نداشته باشیم.

15)دانش آموزان را به سؤال کردن تشویق کنیم.

16)به قول ها ووعده هایمان دقیقاً عمل کنیم.

17)دانش آموزان رابادو بال بیم وامید به پرواز در آوریم.

18)کنایه نزنیم وسخن نیش دار به زبان نیاوریم.

19)به دانش آموزان لقب ندهیم وهرچند به شوخی آن ها را بااسامی سبک نام گذاری نکنیم.

20)با صدای بلند ودر حضور دیگران به سرزنش دانش آموزان نپردازیم.

21)هرگز به دانش آموزان توهین نکنیم.

22)دانش آموزان را به عنوان یک فرد مورد حمله قرار ندهیم فقط به رفتارهای بد اعتراض

کنیم.

23)قیافه ،صدا وطرز راه رفتن وسؤال کردن هیچ دانش آموزی را به مسخره نگیریم.

24)دانش آموزان را نسبت به هم مؤدب بار بیاوریم.

25)در رفتار وگفتار ونگاه ومحبّت ،عدالت را رعایت کنیم.

26)زمینه را برای احساس تبعیض وظلم فراهم نکنیم.

27)به سؤالات خصوصی دانش آموزان شکل عمومی بدهیم وسپس به آن ها پاسخ بگوییم.

28)به دانش آموزان مسئولیّت بدهیم وآن هارا به کارهای گروهی در کلاس تشویق کنیم.

29)با برنامه ریزی دقیق به کلاس وارد شویم.

30)برای اوقات فراغت دانش آموزان باهوش تردر کلاس برنامه هایی پیش بینی کنیم.

31)برتدریس مادّه ی درسی خود مسلّط باشیم.

32)هرروز برمعلومات خود اضافه کنیم.

33)در صورت امکان هیچ سؤالی را بی جواب رها نکنیم.

34)در تدریس جدّی ومنطقی باشیم ونهایت تلاشمان را به کار ببریم.

35)از شیوه های نو برای تدریس استفاده کنیم.

36)به پیشینه ی آموزش موضوع تدریس مان در سال های قبل وروند تکاملی آن در سال های

آینده توجّه داشته باشیم.

37)به جنبه های کاربردی درسمان بیش تر اشاره کنیم.

38)دستورهایی را که برای موارد درسی واخلاقی صادر می کنیم با صراحت بیان کنیم.

39)دستورهای متّضاد صادر نکنیم.

40)دستورهایمان را دقیقاً پیگیری نماییم.

41)اختلافات کلاس را با آرامش ،دوستانه وبی هیاهو حل کنیم.

42)نسبت به فرد ،ملایم ونسبت به موضوع سخت گیر باشیم .

43)از انتقاد درجمع پرهیز کنیم.

44)با دانش آموزان مشکل آفرین در بیرون از کلاس صحبت کنیم.

45)در مقابل بچّه ها موضع گیری نکنیم.

46)علل بیشتر بی نظمی هارا در خودمان جست وجو کنیم.

47)روش های کاربردی مان را همواره کامل وبی نقص نشماریم.

48)بیش تر به پاداش توجّه کنیم تا جریمه .ش

49)بچّه هارا با لذّت یادگیری آشنا کنیم.

50)شوق به موفّقیريالت را در دل بچّه ها زنده وفعّال سازیم.

51)بچّه ها را از عواقب شکست نترسانیم.

52)رابطه ای دوستانه ومحکم با بچّه ها برقرار کنیم.

53)با بچّه ها بخندیم ، خوشحال شویم وبا بچّه ها زندگی کنیم.

54)با بچّه هاهم دردی کنیم.

55)بیش تر به ریشه های بدرفتاری توجّه کنیم نه خود بدرفتاری .

56)به طور مکرّر نپرسید چرا این کار را کردی ؟ بگویید چگونه شد که این کار را کردی ؟

57)صمیمی باشید ولی جریان تربیتی را واژگونه نکنید. نبض کلاس رادر دست داشته باشیم.

58)با بچّه ها همکاری کنیم.

59)با بچّه هادوست باشیم ولی خیلی خودمانی نشویم .

60)به حرف دانش آموزان به دقّت گوش کنیم.

61)کمی خوشمزگی داخل صحبت هایمان داشته باشیم.

62)اگر اشتباهی کردیم حالت دفاعی به خود نگیریم.

63)کارهایمان را خوب ،دقیق وکامل انجام دهیم.

64) دانش آموزانی که نسبت به آن ها شناخت کافی نداریم از سوابق آنها در پرونده وصحبت با

 والدینشان ودیگرانی که آن ها را به خوبی می شناسند استفاده نماییم.