عوامل موثر بر نشاط دانش آموزان در کلاس درس
وضعیت فیزیکی کلاس:
یکی از عوامل مؤثر در نشاط دانش آموزان وضعیت فیزیکی کلاس می باشد. فضای فیزیکی شامل رنگ، نور، چینش نیمکت ها، تهویه و تعداد دانش آموزان است.
الف) رنگ: مطالعات و تحقیقات دانشمندان نشان می دهد رنگ ها همان گونه که بر روح و روان آدمی تأثیرات گوناگونی به جای می گذارند، جسم او را نیز تحت تأثیر قرار می دهند. محققان بر این باورند که هر یک از رنگ ها فواید خاص درمانی محسوسی برای بدن انسان دارند و در این باره گزارش های متعددی مبنی بر استفاده های موفقیت آمیز از رنگ در درمان بسیاری از بیماری های فیزیکی دریافت کرده اند. برخی از دانشمندان حتی معتقدند تمایل ناخودآگاه ما به یک یا چند رنگ خاص می تواند نشانه ای از نیازهای بدن ما در جهت ترمیم خود باشد. اطلاع از خواص درمانی مختلفی که به هر یک از رنگ ها نسبت داده شده است می تواند کمک شایانی به انتخاب صحیح آنها هنگام تهیه لوازم و طراحی دکوراسیون فضاهای مختلف مدرسه باشد. به عنوان مثال رنگ نارنجی رنگ گرم و صمیمی است. نارنجی پرتوهای شادی آفرینی از خود ساطع می کند که موجب رفع خستگی است. یا رنگ سبز که انرژی زا و آرامش بخش است به طوری که اضطراب را از انسان دور می کند و موجب رفع تنش و گرفتگی های عضلانی می شود. به خصوص این که سبز رنگی ایده آل برای فضاهایی است که در آنها تمرکز و آرامش مورد نیاز است.
ب) چینش نیمکت ها: برای ارتباط و تعامل بیشتر دانش آموزان با یکدیگر و همچنین ارتباط مؤثر و چهره به چهره معلم با دانش آموزان می بایست نیمکت ها طوری چینش شوند که این مهم محقق گردد. علمای تعلیم و تربیت بهترین روش چینش صندلی ها را به صورت دایره ای یا «U» شکل پیشنهاد می کنند، خصوصاً در درس هایی که نیاز به بحث و بررسی، فعالیت های گروهی برای حل یک مسئله و یا انجام آزمایش و یک پروژه می باشد. در این صورت تعامل و ارتباط به شکل صحیح انجام پذیر خواهد بود. این امر باعث می گردد تمامی دانش آموزان درگیر آن فعالیت شوند و حالت انفعالی و خستگی در آنها به وجود نیاید.
ج) تهویه و تعداد دانش آموزان: تهویه هوا باعث می شود به صورت مستمر هوای تازه و پر اکسیژن در کلاس در جریان باشد و تنفس راحت تر انجام گردد، در نتیجه نشاط و سرزندگی به وجود می آید و حالت رخوت و کسالت از دانش آموزان دور می شود، ضمن آن که تعداد دانش آموزان باید به خصوص نسبت به مساحت و فضای موجود متناسب باشد.
ابزار تشویق: تشویق جلوه ای از تحسین و تقدیر و نوعی تأیید برای فرداست، در سایه آن شوقی در آدمی پدید می آید که به رفتاری معین اقدام کرده و آن را مکرر می سازد. به طور کلی در تعریف تشویق می توان گفت: تشویق عامل وادار کننده است که به انسان نیرو و انرژی می دهد، شخصی که تشویق می شود از کار و زحمت خود احساس رضایت و خشنودی می کند و این رضایت خاطر است که جلوی خستگی و بی میلی او را می گیرد. تشویق و تحسین مایه تقویت روح است وحس اعتماد را در فرد به وجود آورده و استعدادهای فرد رشد کرده و توان درونی اش به فعلیت درمی آید. حاصل تشویق ممکن است فایده ای برای آدمی نداشته باشد، ولی همین خودپسندی فرد را امتناع می کند و به او اطمینان می دهد که عملش عاقلانه و مورد تأیید بوده است در نتیجه موجب دلگرمی و نشاط او می شود.
خواب کافی دانش اموزان در اوقات قبل از کلاس و ورود به مدرسه: خواب از جایگاه بسیار مهمی در زندگی ما برخوردار است. خوابیدن مثل تغذیه کار غریزی است و هر یک از این دو جزیی از غریزه بقاء است. اهمیت استثنائی خواب علیرغم این که ما به آن بی توجه هستیم، از هر زاویه ای که آن را مورد بررسی قرار دهیم و ازهر جنبه زندگی که به آن مربوط می شود بنگریم، یک واقعیت است. خواب ناکافی از جهت های مختلف بر انسان عواقب سوء می گذارد. از نظر جسمی در صورت بی خوابی، بیماری های مزمن نیز گسترش می یابد، تغییراتی نیز در فرمول خون به وجود می آید که در درازمدت سبب پیدایش کم خونی می گردد و حالت کسالت همراه با خستگی دایمی و فزاینده و یک حالت تنبلی که به خوبی نمی توان آن را توجیه کرد، تولید می کند. علاوه بر این بدخوابی نه تنها باعث خستگی می گردد، بلکه نیروی جسمی را نیز کاهش داده و عمل گوارش را مشکل تر و کندتر می سازد و عملکرد حواس نیز مختل می شود. دانش آموزانی که خواب کافی نداشته باشند، عصبی، نگران، ناپایدار و سپس مضطرب شده و از مرحله روانی شدید به مرحله کوفتگی و خستگی می رسند. مسلماً در این بدخوابی ها، دوره های طبیعی و بیولوژیک همراه، با تناوب هایی از شدت و ضعف نیز وجود دارد، ولی چون خواب از کیفیت و کمیت بدی برخوردار است آنها را تشدید کرده و از کاهی کوه می سازد. شخص کم خواب دائماً دچار ناراحتی روانی می شود. چنین فردی خصایص بسیار با ارزش خود یعنی دوراندیشی را از دست می دهد. براثر بی خوابی روزبه روز بر افسردگی کودکان افزوده می شود و مشکلات دیگری در این زمینه عارض آنها می گردد، از جمله کم اشتهایی، ضعف انرژی، مشکلات روحی، کناره جویی از دوستان و فعالیت ها، احساس بی ارزش بودن و اندوهگینی می کنند. همچنین اهمیت دادن به هدف در آموزش وتقویت انگیزه درونی از جمله عوامل ایجاد نشاط در دآنش آموزان است.دمای کلاس،شاد بودن معلم و کارکنان مدرسه،عدم استفاده از تنبیه بدنی،استفاده از موزیک های ملایم و مناسب، محبت اولیای مدرسه به تمام دانش آموزان ، شرکت تعاونی فعال مدرسه و... همگی می تواند در جای خود به جذابیت مدرسه و کلاس کمک نماید .
چگونگي ايجاد علاقه در بين دانش آموزان
در مورد علاقه يا عدم علاقه بسيار در كتابها خوانده و يا از زبان ديگران شنيده ايم و دلايل و راهكارهاي بسياري برايمان آورده اند اما بنده اين بار با تكيه بر مطالب علمي كه بسيار كمك كار ماست سعي كردم نوشته ام را با تركيبي از تجربه و مطالب علمي شروع و يك نتجيه گيري قابل قبولي از آن داشته باشم اگر کمی فکر كنيم مي بينيم كه كودكي كه در پيش دبستاني يا در سالهاي اوليه مدرسه پايه اول و دوم يك ساعت قبل از مدرسه با ذوق و شوق و علاقه آماده رفتن به مدرسه ميشود حتي والدين نيز نمي توانند مانع زود رفتن آنها در هواي نامناسب به دبستان شوند آيا اين عمل كودك را چيزي جز شوق و علاقه ميتواند ورق بزند طبعا خير ، اما چه شده است همين كودك بعد از چند سالي آرام آرام از مدرسه فراري مي شود و پدر و مادر نيز نمي توانند او را وادار به ادامه تحصيل نمايند و در نهايت ترك تحصيل مي نمايد يا با نمرات ناپلئوني به سختي قبول مي شود . آيا غير از اين است كه دليل اين بي علاقه اي را بايد در مدرسه و كتابها و سبك و سياق مدرسه و معلمان بايد جستجو كرد ، پس باید قدري به خودمان بيانديشيم و چگونگي ايجاد علاقه را در اين گونه دانش آموزان پيدا نماييم . به ياد دارم كه در زمان كلاس از اولياء و دوستان و همكلاسانم مي شنيدم كه فلاني داراي ذهن بالايي است و درس را خوب مي فهمد و شاگرد ممتاز است و ما هم به اينگونه افراد احترام خاصي قائل بوديم و شايد طرح اين موارد از سوي اينگونه افراد برايم قدري ناراحت كننده بود كه چرا ما و امثال ماها داراي چنين ذهن و استعدادي نيستيم و اصلا بيان اينگونه دلايل در واقع ترمزي بود براي كساني كه مي خواستند بيشتر تلاش كنند و درس بخوانند و ما قبول مي كرديم كه فقط خداوند به آنها استعدادخوبي داده و بقيه به هيچ وجه نمي توانند همپاي آنها شوند و همين امر باعث مي شد كه بقيه دست از تلاش بر دارند و كم كم قبول كنند كه نمي توانند رشد نمايند چرا كه آنها داراي ذهن و استعدادخدادادي هستند و ما خير و عامل اصلي رشد را منتصب به شخص نمي دانستيم « البته كه در هركاري بايستي به خداوند توكل كرد» . اكنون با پيشرفت علم متوجه شديم تمام آن عقايد پوچ و باطل بوده است به فكر افتاديم كه چگونه دانش آموزان و فرزندانمان شاگردان ممتازي شوند و چگونه بتوانيم دانش آموزان كوشايي داشته باشيم ؛ شايد جواب اين سؤال در ظاهر بسيار ساده باشد و آن يك كلمه است « علاقه » اما چگونگي ايجاد علاقه برايم بسيار مهم است و پيدا كردن راه حل براي اين سؤال بسيار سخت است ؛ دانش آموزي كه فرار را بر قرار در مدرسه ترجيح مي دهد ؛ چگونه مي توان در او ايجاد علاقه به درس كرد ، چگونه مي توان او را شيفته و عاشق درس و كتاب نمود . براي پيدا كردن جواب اين سؤال هميشه به فكر اين بودم كه چرا هنگامي كه دانش آموزان ورزش دارند و هوا سرد و بارندگي است باز هم دوست دارند بيرون بروند و بازي نمايند و با عنايت به اينكه ممكن است اين دانش آموزان در ساعت ورزش خسته شوند و هواي بيرون سرد و مشكل آفرين است اما اگر توپشان را از آنها نگيري و اجازه بازي بدهي تا غروب بازي مي كنند اما چرا همين دانش آموزان در كلاس رياضي و غيره با توجه به اينكه روي صندلي نشسته و راحت هستند خسته مي شوند و بي توجه هستند و گاها به خواب مي روند . با خودم فكر كردم كه جواب اين سؤال را از خود دانش آموزان در ساعت ورزش بپرسم و وقتي به سراغ عده اي از آنها رفتم همگي گفتند ما عاشق توپ و ورزش هستيم و به شدت بازي كردن را دوست داريم و از ورزش كردن احساس شادي و نشاط مي كنيم و بسيار خرسنديم و اصلا ساعت ورزش و دبير ورزش نيز برايمان رضايت خاطر مي آورد . با خود فكر كردم كه در ساعت ورزش چه خصيصه هايي وجود دارد كه دانش آموزان اين همه عاشق ورزش و بازي هستند و علي رغم اينكه گاها معلمان ورزش نيز چيزي بيشتر از معلمان ديگر ندارند اما بسيار دوست داشتني هستند تا اينكه به نتايجي از اين قرار رسيدم و فكر كردم كه آنچه باعث شده است دانش آموزان اينگونه ساعت ورزش را دوست داشته باشند اينها مي باشدكه عبارتند از :
1- در ساعت ورزش دانش آموزان از آزادي عمل بيشتري برخوردار هستند
2- همه دانش آموزان به كار گرفته مي شوند و فقط به عده خاصي توجه نمي شود
3- دانش آموزان در گروههاي چند تايي (چند تيم ) براي رسيدن به يك هدف ( گل زدن و پيروزي ) با هم تلاش مي کنند.
4- هركاري كه دانش آموز انجام مي دهد يعني مي دود – توپ را با پا مي زند و غيره ، تمام اين حركات صحيح است و براي رسيدن به هدف مفيد است مثل كلاس درس نيست كه به دانش آموز بگوييم تو نمي تواني و اشتباه كردي
5- معلم ورزش در واقع نقش دوستي شفيق و راهنمايي امين را بازي مي كند كه كمك كار دانش آموزان است نه حاكم بر كلاس و امرو نهي نمي كند
6- ساعت ورزش براي دانش آموزان جذاب است پس ما سعي كنيم درسهايمان را بطور جذاب براي شاگردان طرح كنيم
۷- در ساعت ورزش براي رسيدن به هدف ( گل زدن ) شاگردان پس از تلاش همديگر را تشويق مي كنند
8- هيچ وقت دانش آموزان از نمره هراسي ندارند و ورزش كردن را براي نمره گرفتن انجام نمي دهند و بحث نمره حل شده است و به دنبال اينگونه آيتمها بود كه تقريبا به جواب قانع كننده اي رسيده بودم و بعد از آن سعي كردمدر كلاس درسم همان مواردي را كه در زمين ورزش و درس ورزش رعايت مي شود براي دانش آموزانم رعايت كنم و حتي در زمان تصدي مديريت مدرسه نيز به همكارانم موارد ذكر شده را توصيه مي كردم و كم كم متوجه شدم كه دانش آموزان نسبت به من و درس من علاقه مند ميشوند و درسم را بهتر مي خوانند و حتي از زبان دانش آموزي شنيدم كه « اگر دانش آموزي دبيري را دوست نداشته باشد درسش را نيز نمي خواند » و اما در اين بين متوجه شدم كه با اين شيوه بسياري از دانش آموزان زود جواب مي دهند ولي بعضي ها هنوز گاهي اوقات دچار مشكلات هستند و اينگونه دانش آموزان به جهت مشكلات بيروني و مدرسه اي كه تا كنون داشته اند ديرتر جواب مي دهند و با صبر و حوصله ميتوان آنها را نيز به راه آورد . و اكنون كه 21 سال سابقه آموزشي و مديريتي دارم با مطالعاتي كه در اين زمينه داشتم و با صحبتهايي كه با همكاران و دانش آموزان كردم به نتايج مثبتي رسيدم . و راههاي ايجاد علاقه در دانش آموزان را اينگونه ترسيم نمودم :
1) دادن آزادي عمل به دانش آموزان
2) توجه به همه دانش آموزان نه فقط عده خاصي
3) استفاده از روشهاي فعال تدريس و گروه بندي دانش آموزان ( تيمي )
4) اگر دانش آموز پاسخي مي دهد و جواب سؤال را ميدهد سريعا به او نگوييم كه شما اشتباه مي كنيد بلكه سعي كنيم با طرح سؤالات پياپي او را به جواب درست هدايت نمائيم ( روش سقراطي ) حسن اين كار اين است كه دانشآموز درفعاليتهاي كلاسي هميشه شركت مي كند .
5) ما به عنوان يك معلم سعي كنيم دانش آموزان بجاي اينكه از ما حساب ببرند روي ما حساب كنند و در كارها و مشكلات يار و ياورشان باشيم .
6) سعي كنيم درسهايمان را با روش فعال و متنوع براي دانش آموزان جذاب نماييم .
7) براي رسيدن به هدف هميشه دانش آموزان را تشويق كنيم .
8) به هيج وجه دانش آموزان را تنبيه نكنيم بلكه هميشه به دنبال فرصت باشيم و كوچكترين پيشرفت دانش آموز رابه كرات تشويق نماييم تا موجب شادي و نشاط و علاقه دانش آموز به درس شود .
9) به دانش آموزان احترام بگذاريم و آنها را از صميم قلب دوست داشته باشيم .
10) با اولياء دانش آموزان صحبت نماييم ( آموزش خانواده ) كه به هيچ وجه بچه ها را به اجبار به انجام تكاليف مكلف نكنند بلكه منتظر باشند تا اينكه فرزندان آنها زماني كه دست به قلم شوند ، همان لحظه بچه ها را بسيار تشويق نمايند ( اين موضوع خصوصا در دوره ابتدايي و پايه هاي اول و دوم براي كودك بسيار خوشايند است) . 11) سعي نكنيم كه افكارمان را به زور به شاگردان تحميل نماييم چرا كه كودكان نيز براي خودشان دنيايي دارند و چون ما مي خواهيم به كودكان آموزش دهيم پس سعي كنيم با زبان كودكان صحبت كنيم بقول معروف :
« چونكه با كودك سر و كارت فتاد پس زبان كودكي بايد گشاد »
12) هيچ وقت دانش آموزان را با نمره تهديدنكنيم و سعي كنيم با كمترين توجه و جواب ، به دانش آموز نمره خوبي بدهيم .
13) بعنوان يك معلم سعي كنيم هميشه درسر كلاس مرتب و منظم باشيم و وضع ظاهري مناسب و دوست داشتنيداشته باشيم .
14) در انجام تكاليف درسي خصوصا در اوايل كار ، دانش آموزان را آزاد بگذاريد يعني به هر مقداري كه انجام دادند آنها را تشويق نماييم تا پيشرفت نمايند .و در پايان با پوزش از همه اساتيد فن و تعليم و تربيت ، آنچه بيان نمودم حاصل سالها تجربه اندوزي و دقت اين حقير بودكه ذره اي از درياي بيكران فن و هنر معلمي مي باشد كه ميتواند در راه پيشبرد اهداف تعليم و تربيت مفيد واقع شود .
شاد ماندن مهمتر از شاد كردن
دكتر سيمين قاسم زاده، روان شناس و استاد دانشگاه با اشاره به اين كه متاسفانه فضاي مدارس ما فضاي نشاط آور و شادي نيست، مي گويد: شادي يعني تعادل و امري فطري است كه خداوند در ذات همه افراد بشر قرار داده است. شادي مي توانديك تبسم ساده باشد و اين افكار مثبت است كه مي تواند عامل شادي شود؛ بنابراين افراد بايد تصوير ذهني خوبي از خودشان داشته باشند تا شادي در روح و روانشان جريان يابد. متاسفانه سطح شادي در جامعه ما در حال نزول است. در حالي كه شادي در افزايش تحرك و پويايي موثر است.قاسم زاده، شادي كودكان را برخاسته از فضاي شاد در خانواده ها مي داند و معتقد است: كودكي كه پدر و مادرش با هم اختلاف دارند يا كودكي كه خانواده اش با فقر، اعتياد يا ديگر آسيب هاي اجتماعي درگير هستند نمي تواند شاد باشد. حالاهر چقدر كه ما به او بگوييم تو در مدرسه آزاد هستي و مي تواني حجابت را برداري، واقعيت زندگي اين كودك ناشاد است. براي شاد بودن بايد دغدغه هاي ذهني يك فرد كم باشد. به نظر من فقط شاد كردن افراد مهم نيست، بلكه شاد ماندن آنها اهميت دارد و اين جزو رسالت هاي اجتماعي دولت هاست كه دغدغه هاي افراد جامعه را كم كنند؛ اما در مورد مدارس دخترانه فرض كنيم ديوارها را آنقدر بلند كرديم كه بچه ها در آن آزاد باشند. هدف از اين كار چيست و به چه چيزي مي خواهيم برسيم. در بسياري از بهترين مدارس دنيا، كودكان يونيفورم مخصوص مي پوشند، ولي شاد هستند. آيا داشتن روسري يا مقنعه به عنوان يك پوشش اجتماعي كشور ما مي تواند عامل ناشادي كودكان باشد؟ به نظر من اين طور نيست. به عبارت ديگر با چنين كاري تنها دانش آموز را دچار تناقض مي كنيم. اين كه به او بگويم تا دم در مدرسه اين گونه باش و در مدرسه يك نوع ديگر! از طرف ديگر با اين كار نظم موجود در مدرسه را به هم مي زنيم. وقتي دانش آموز يونيفورم مدرسه را از تن درآورد و لباس هاي ديگري تن كند مسائل زيادي همانند بحث در مورد مدل مو، مد روز، فاصله طبقاتي و ... براي آنها به وجود مي آيد كه عامل اصلي حواس پرتي آنها از درس خواهد شد. در حالي كه با داشتن پوشش مخصوص، همه مانند يكديگر هستند. ما بايد به جاي اين علامت درماني ها به كودكانمان در مدارس عزت نفس بدهيم، به آنها مسووليت واگذار كنيم و مورد تشويق قرارشان بدهيم، براي آموزش توام با شادي بچه ها پول و وقت صرف شود و به اين ترتيب به كودك بينش شادي مي دهيم. اين روان شناس در ادامه اظهار مي كند: كار اصلي ما بايد بيان شادي در مدارس باشد. رنگ يونيفورم ها شاد باشد، قوانين خشك مدرسه اندكي تلطيف شوند تا بچه ها حق ابراز وجود داشته باشند. درسي به نام مهارت هاي زندگي در مدارس داريم؛ اما اين درس فقط به صورت كليشه اي ارائه مي شود. در صورتي كه اگر اين درس به صورت كارگاهي و توام با نقش بازي كردن به بچه ها آموزش داده مي شد، آن وقت بايد كارآيي آن را مي ديديم. آموزش شادي بايد در مدارس ما نهادينه شود. كودك و نوجوان ما بايد ياد بگيرد چگونه مثبت بينديشد و چطور شاد بماند. چرا نبايد در مدارس ما موسيقي شاد و تند نواخته شود؟
دانش آموز شاد، شهروند مفيد فردا دكتر صمدي راد، جامعه شناس با اشاره به اين كه متاسفانه بسياري از طرح ها فاقد كار كارشناسي است، مي گويد: فردي طرح و نظري را ارائه مي كند و به هر صورت اين طرح اجرا مي شود، اما پس از مدتي به حال خود رها مي شود و هيچ كاري روي نتيجه و اثر اين طرح صورت نمي گيرد. در حالي كه بايد پيش از شروع يك طرح آن را روي چند مدل تست و بعد اجرا كنند. اين جامعه شناس معتقد است: اين كه بسياري از مدارس ما ساختمان هاي استيجاري و اكثر آنها فاقد محيط هاي ورزشي مناسب و حتي فاقد فضاي كافي براي آموزش است، قابل انكار نيست. از همه مهم تر نمي توانيم بگوييم بچه ها در چنين محيط هاي آموزشي روحيه خوب و شادابي دارند. در همين حال، هر كاري براي بهبود محيط آموزشي انجام دهيم، قطعا در روحيه افراد موثر خواهد بود. اما در اجراي اين طرح نكاتي وجود دارد كه نبايد از آن غافل شويم بسياري از مدارس در نقاط شلوغ شهر و در ميان چندين خانه محصور شده است. براي اين مدارس چه برنامه اي داريم؟ اگر قرار باشد ديوارها را آنقدر بالابياوريم كه دختران محصور باشند، ممكن است در شاداب كردن آن موفق باشيم؛ اما آيا به خانه هاي همسايه فكر كرده ايم كه با اين كار فضاي مقابل خانه اين شهروندان را ناپسند كرده ايم و اين در روحيه افراد اثر منفي مي گذارد كه هر روز در مقابل چشمانشان قلعه اي را ببينند؟ از طرف ديگر، اگر قرار است براي محصور كردن مدارس از يونوليت استفادهشود، آيا به عواقب و خطرات بعدي مثلاافتادن يونوليت فكر كرده ايم؟ به نظر من براي اجراي اين طرح بايد حتما به زيبايي مدرسه نيز توجه شود. در خارج از كشور بهترين و زيباترين ساختمان ها و فضاهاي سبز را به مدارس اختصاص مي دهند، ولي در ايران مدرسه زيبا و با فضاي سبز خيلي محدود است. اگر مدرسه اي فضاي بزرگي هم داشته باشد، با دكوراسيون هاي مدرن و چوبي از زيبايي آن كم كرده اند. تمام مدارس بايد در شرايط يكسان قرار گيرند. اين طور نباشد كه اين طرح در فلان مدرسه بزرگ بالاي شهر اجرا شود و در مدارس شلوغ جنوب شهر خبري از اجراي آن نباشد. از همه مهم تر اين كه هزينه اجراي اين طرح به خانواده ها تحميل نشود و دولت خود براي اجرايي شدن و تجهيز مدارس اقدام كند. به عقيده صمدي راد، دانش آموزان بايد شاد و شاداب پرورش يابند تا افراد سالم جامعه باشند. هر چه سرمايه گذاري براي اين افراد بيشتر باشد، در آينده شهروندان مفيدتري در جامعه خواهيم داشت.
کلاس های شـــــــاد
بارها شنیده اید که گوش کردن به آهنگ و موسیقی های اصیل و کلاسیک که مغایرت با ارزشهای اسلامی واخلاقی نداشته باشدموجب رشدمغزی کودک می شود علاوه بر آن نقاشی ، نواختن یک ساز ساده ی موسیقی ، اجرای یک نمایش نامه کوچک یا هر فعالیت هنری دیگری می تواند زندگی کودک را غنی سازد و حسی از ارزشمندی اعتماد به نفس را در او پیدا کند کودک با شناخت توانایی ها و استعدادهای درونی اش و بیان هنرمندانه ی آن ها احساس خوبی نسبت به خودش پیدا می کند که می تواند موجب شــــــادی و نشاط واقعی اوشود همچنین شاگردی که با دید زیبا شناسی به پدیده های پیرامون خود نگاه می کند ، ارتباط بهتری با طبیـــــعت برقرار می کند ومدام در حال کاوش و یافتن زیباییهای بیش تردر محیط اطرافش خواهد بود. لبخند بزنید لبخند شما بهترین قوت قلب کودکان است به آنها نیروی دوباره می دهد به صحبــــت و درد دل دانش آموزان خوب گوش دهید گوش دادن نشانه توجه است واحساس شادی شعف را در دانش آموزان به وجود می آورد با این کارها به او می فهمانیــد که برایش ارزش قائل هستید. کودکانی که بتوانند بخندند وشاد باشند کنجکاوانه همه چیز را مورد بررسی و تأمل قرار دهند در مقابل فشارهای آینده نیز بهتر از خودمقاومت و پایداری نشان می دهند.
«» در کلاس هایتان شادی را خلق کنید.
«» به خود وشاگردانتان اجازه بدهید تا شاد باشید .
«» شوخ طبع باشید.
«» ترانه های روح بخش بخوانید.
«» به شاگردان بیاموزید که شادی و نشاط و تحرک را در طبیعت پیداکنند .
«» به شاگردانتان اجازه دهید از فرط شادی به هوا بپرند .
«» بیاموزیم که همیشه شادی هایمان را با هم قسمت کنیم .
«» به دنبال اهداف و برنامه های مفرح باشیم. (در چارچوب اخلاق و نه
غیرآن )
«» همیشه در کلاس از جملات مثبت استفاده کنیم، نگو یم تنبل بنویسیم بیشتر تلاش کن. به یاد داشته باشیم اگر شاگردان در مدرسه شادی و نشاط و تحرک حقیقی داشته باشند دیگر هرگز به سوی شادی های کاذب نخواهند رفت و با برنامه های دقیق و صحیح بستر ها وزمینه برای بدست آوردن سلامت جسمی و روحی و سلامت جامعه به دست خواهیم آورد.